ابراهيم عاملي ( موثق )

112

تفسير عاملي ( فارسي )

در اوّل بمقتضاى وقت شرك و بتپرستى گناه بزرگ شمرده شده است ، و در دوّم شايد بمناسبت اينكه بيشتر اين مطلب به گوش عدّه اى رسيده است و حافظين قرآن آن را بخاطر دارند بجاى گناه گمراهى گفته شده است ، و مطلب بطورى ديگر جلوه داده شده است كه اين عقيده و فكر گمراهى است و دورى كه هيچ لياقت براى صلاح و رستگارى ندارد ، و پيش از اين در تفسير آيت چهل و هشتم معنى آمرزش و محروميّت مشرك از آن و امكانش براى غير مشرك نوشته شده است ، 2 - آيات ديگر از « إِنْ يَدْعُونَ » تا آخر ميفهماند : غرور و آرزوهاى دور و دراز و آزار مردم و بريدن گوش حيوانات همگى اين افكار و اعمال نتيجه ى اغواى شيطان است و مولود افكار مردم غوغاطلب و منحرف كه براى خود و ديگران بجاى خيرخواهى طالب شرّ و زيان هستند ، و جمله ى « فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّه » كه در آخر افكار شيطانى گفته شده است شايد اشاره باشد كه خوى گرفتن با انديشه هاى شيطانى خود دگرگون كردن خلقت اصلى خداوندى است كه آدمى را با فكر راست و درست آفريده است و اين عمل سر آمد زشتيها است و زيان آورتر همه ى آنها ، زيرا هر فكر و عمل كه مطابق خرد و عقل و سرشت انسان باشد هرگز در آن انحراف و ناسازگارى راه ندارد ، ليكن اگر خلقت اصلى و فطرت آدمى - دگرگون شد و سرشت انسانى عوض شد ، همه ى شرور و بديها و موجبات منفى نمودار - خواهد شد ، و همين است مفاد جمله ى « فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً » كه پس از اين تغيير خلقت و انحراف فكر و تعقيب از آرزوهاى شيطانى زيان و تلف عمر آشكار مىشود . و جمله ى « وَما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً » ميفهماند كه همه ى اين انديشه ها و نقشه ها غرور است و گولخوردن و بس ، 3 - آيت 120 - « أُولئِكَ مَأْواهُمْ تا آخر » شايد اشاره باشد كه اگر افكار شيطانى به آن درجه رسيد كه تغيير خلقت داده شد ، ديگر اميد خير از آن نبايد داشت ، و مانند همان كسانى است كه در آيت 116 گفته شده است « إِنَّ اللَّه لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ » چون تغيير خلقت و انحراف فطرت انسانى اساس و پايگاه شرك است ، افكار ناپسند و دنبالگيرى از شر و آشوب و غوغا اوّل قدم ناسازگارى با اصل خلقت و خير و مصلحت است كه حقيقت خداشناسى است و توحيد